برای موفق شدن فردا دیر است

زمان مطالعه: ۴ دقیقه

افرادی که در انجام کارها امروز و فردا می کنند، معمولا” در خیال زندگی می کنند و عمر می گذرانند. اینان برنامه های مفید و دلخواهی را در ذهن خود تدارک می بینند اما هرگز زمان اجرای آن برنامه ها فرا نمی رسد.

در سطح قابل شناخت و درک این موضوع می توان افرادی را مثال زد که از کار خود بشدت متنفرند، اما هیچ وقت اقدام به ایجاد تغییری در آن نکرده اند، در حالیکه همیشه هم نقشه این کار را در ذهن خود دارند!

هستند افرادی که با قاطعیت اعتقاد دارند که باید اضافه حقوق ، رتبه و یا پست بهتری به آنها داده شود، اما هرگللز زحمت پیگیری آن را به خود نداده اند در حالیکه همیشه ایده آل شان این بوده است که در اولین فرصت دنبال این کار را بگیرند.

این دست و آن دست کردن یا کار امروز را به فردا انداختن، شخص را در باتلقی گرفتار می کند که قدرت تحرک را از او می گیرد و هرچه بماند بیشتر در باتلاق فرو می رود و طبعا” برداشتن گام اول مشکلتر می شود، تا آنجا که دیگر امکان هر نوع حرکتی از شخص سلب می گردد.

امروز و فردا کردن در واقع نوعی عادت بد است که با رضا و رغبت در انسان ایجاد می شود. معمول در این راه اولین حرکت بنابر خواست خود ما و بر مبنای حس راحت طلبی مان شکل می گیرد و در مراحل بعدی اندک اندک عمیق و عمیق تر می شود و به صورت عادت در می آید.

درست توجه کنید : مراحل حمله ی این بیماری این طور شروع می شود که انسان برای خود در این موارد دایما بهانه هایی برای فرار از اقدام و عمل می تراشد و خود را پشت آنها پنهان می سازد. بدین شکل:

  • وقت برای انجام این کار زیاد است.
  • می توانم هر وقت که بخواهم این کار را انجام دهم.
  • امروز حوصله ی انجام این کار را ندارم.
  • کار مهمی نیست که ارزش تحمل این خستگی را داشته باشد.
  • فردا هم روز خداست، انجامش می دهم.
  • کارهای دیگر مقدمند
  • دلم می خواهد انجامش بدهم اما…

لابد این جملات و جملاتی از این قبیل به گوش شما هم آشناست. همه ی ما در مراحل مختلف زندگی، تا حدودی چنین بهانه هایی را برای خود آورده ایم. اما موضوع مهم این است که عباراتی از این گونه تا چه حد برای شما تکراری و عادی شده اند؟ اگر زیاد آنها را با خود تکرار کرده اید به مرحله ی دشواری از این عادت یا در واقع این بیماری رسیده اید و مسلم بدانید که در آن صورت، بزرگترین مانع را در راه موفقیت خود پیش رو دارید، و باید آن را جدا از میان بردارید.

برداشتن این مانع بزرگ می تواند یکی از رموز موفقیت شما به حساب آید.

تردیدی در این مسئله وجود ندارد که هوش و استعداد در مراحل تحصیلی نقش مهمی را در کار دانش آموزان ایفا می کند اما اهمیت کار دانش آموزان و پیشرفت آنها بیشتر مرهون علاقه و وقت شناسی آنها در تنظیم و یاد گیری دروس است. دانش آموزی که با علاقه درس می خواند و به عبارتی خود را وقف درس می کند، بی شک از دانش آموزی که تنها متکی به استعداد خویش است، سبقت می گیرد.

در بسیاری از اشخاص <<بیماری امروز به فردا کردن>> از همان مراحل تحصیلی شکل می گیرد. دانش آموزی که می تواند خودش را به درس خواندن علاقه مند سازد خود را وقف درس خواندن می کند. به طور طبیعی، این علاقه هلم نمرات خوب عاید او می کند و باعث شکل گیری دقیق برنامه هایش در آینده می شود. فرق میان دانش آموزان مردود، قبول با نمرات متوسط، و قبول با نمرات عالی، فقط در میزان دلبستگی آنها به تحصیل است نه چیز دیگر.

گفتیم که در افراد بسیاری، بیماری امروز به فردا کردن در همان دوران تحصیل ریشه می گیرد. اینان معمولا” به خود می گویند که : به سادگی از عهده ی فرا گیری دروس و انجام تکالیفم بر می آیم، ایرادی ندارد که وقت خود را به طریق دیگری بگذرانم ویا فردا این درس را خواهم خواند، وقت باقی است.

اینان علاوه بر اینکه کم کم بیماری سهل انگاری را در وجود خود رشد می دهند، هیچوقت قادر به انجام همان برنامه ی تدارک دیده برای فردایشان هم نخواهند شد. برنامه ی امروز و فردا کردن، چون بختکی بر روی استعداد آنها می افتد و بر میزان موفقیت آنها تاثیر می گذارد و سایه وار در آینده هم تعقیبشان خواهد کرد.

در یک بر آورد و آزمون که یکی از دانشمندان امریکایی روی عده ی زیادی از شاگردان خود طی بیست سال کرده، به این نتیجه رسیده است که افراد موفق تر، در میان دانش آموزان گذشته ی او که مردان مستقل امروز شده اند با استعداد ترین آنها نیستند بلکه افراد موظف تر و جدی تر در زندگی هستند که به توفیق بیشتری دست یافته اند.

در میان افرادی که ذوق هنری دارند هستند کسانی که سالها را بیهوده در انتظار چیزی به نام <<الهام>> سپری می کنند در حالیکه الهام در واقع همان کار مداوم است که فرصت مناسب برای دستیابی برتری را به هنرمند می دهد.

هنرمندانی چون بتهوون، موتزارت، واگنر و … آثار خود را با دریافت الهام به وجود نمی آورده اند بلکه آنها مانند افراد موظف که هر روزه و بلا انقطاع کار های موظف انجام می دهند، مرتب کار می کرده اند و چون حاصل کارشان به علت زحمت زیاد، در حد والایی قرار می گرفت، این تصور را <<القاء>> می کرد که الهام در کار بوده است.

علاقه و توجه به کار در آغاز کردن آن نهفته است و نه در تاخیر انداختن آن و منتظر فرصت ماندن! اگر به خود بگوییم : هنوز برای انجام فلان کار تمام نیروی خود را به کار نبرده ام و باید در فرصتی مناسب این کللار را بکنم. اطمینان داشته باشید که کمتر چنین فرصتی به دست خواهد آمد.

بسیاری از کارها هستند که آموختن و انجامشان در سنین بزرگی دشوار است اما درکودکی به سادگی می توان آن را فرا گرفت و انجام داد. اگر کودکان با برنامه های منظم به این کار ها علاقه مند شوند، قطعا وقتی بزرگ شدند در انجللام چنین کارهایی چنان مهارتی کسب می کنند که می توان آنها را در ردیف افراد موفق قرار داد.

به طور طبیعی باید نظر آن روانکاو برجسته را پذیرفت که می گوید : برخورد با یک ضعف اخلاقی کار ساده ایی نیست، یا باید رو در روی آن قرار گرفت و به مبارزه پرداخت و یا اسیر آن شد. و بر این اساس برای افراد از دست بیماری امروز و فردا کردن محاله باید به مبارزه با آن برخاست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 + 5 =