خلاقیت

زمان مطالعه: ۳ دقیقه

خلاقیت را به صورت های مختلف و متعددی تعریف کرده اند اما در تمام تعاریف دو مفهوم تازگی و نو بودن و دیگری ارزشمندی و تناسب مشترک می باشد.

عمل خلاق از طریق اکتشاف انجام می گیرد، نه الگوریتم ، بنابراین اگر برای مثال یک شیمیدان زنجیره ترکیبی شناخته شده ای را عیناً برای ترکیبی تازه که پیش از آن نبوده، طی کند، کار خلاقی انجام نداده است؛ هر چند که کار او مفید و با ارزش باشد. این مسئله درباره هر فعالیت دیگر اعم از هنری، علمی و… نیز مصداق دارد.

خلاقیت زمانی شکل می گیرد که فرد راه حل تازه ای برای مسئله ای که با آن روبه رو شده به کار ببرد. این تعریف شامل دو عنصر است: اول راه حل مسئله و دوم تازه و نو بودن راه حل برای حل کننده مسئله. بنابراین ممکن است راه حلی مشابه برای فردی، خلاق باشد و برای دیگری غیر خلاق. خلاقیت با توجه به آنچه گفته شد عبارت است از توانایی حل مسائلی که فرد حل آنها را قبلاً نیاموخته است.

اجزا و عناصر خلاقیت

خلاقیت متشکل از عناصر و اجزاء مختلفی است ، سه عنصر مهارت های مربوط به قلمرو یا موضوع، مهارت های مربوط به خلاقیت و انگیزه از اجزای اصلی خلاقیت است.

مهارت های مربوط به قلمرو عبارتند از: دانش و شناخت ما نسبت به موضوع، حقایق، اصول و نظریات و انگاره های نهفته در آن موضوع. این مهارت ها به منزلۀ مواد اولیۀ استعداد، تجربه و آموزش در یک زمینۀ خاص به شمار میروند.

بدیهی است تنها در صورتی در رشته ای (برای مثال فیزیک هسته ای یا شیمی) امکان خلاقیت داریم که درباره آن اطلاعاتی داشته باشیم. خلاقیت در نقاشی نیز مستلزم داشتن اطلاعاتی درباره چگونگی استفاده از قلممو و ترکیب رنگ هاست.

به رغم اهمیت این عنصر، اگر فردی از بالاترین حد مهارت برخوردار، و از مهارت های خلاقیت بی بهره باشد، هرگز قادر به انجام کار خلاقی نخواهد بود. مهارت های خلاقیت، با شکستن قالب ها، مهارت های موضوعی را در راه جدیدی به کار می گیرد، یعنی از مهارت های موضوعی به شکل جدید استفاده می کند. مهارت خلاقیت با ارزش های فکری زیر همراه است:

  • شکستن عادت: کنار گذاشتن شیوه های فکری و عملی پیشین و استفاده از روش های جدید.
  • به تعویق و تأخیر انداختن قضاوت و ارزیابی ایده ها برای جلوگیری از ضایع شدن ایده ای که در ابتدا ممکن است جالب و مفید به نظر نیاید.
  • درک پیچیدگی با توجه به مسائل پیچیده و درگیر شدن با آن.
  • متفاوت دیدن مسائل و مشاهده امور به شیوه تازه ای که قبلاً به آن، توجه کافی نشده است.
  • وسعت فکر و برقراری ارتباط میان ایده های متفاوت.

بعضی از صفات مهم افراد خلاق عبارت است از: خودنظمی زیاد، پشتکار در مواجهه با شکست، استقلال، تحمل ابهام، تمایل به پذیرفتن خطر، اعتماد به نفس و اگر این ویژگی ها به طور طبیعی در افراد وجود نداشته باشد می توان آن را در آنها پرورش داد.

حال این پرسش مطرح می شود که آیا اگر فردی دارای دو مهارت مربوط به موضوع و مهارت مربوط به خلاقیت باشد موفق به انجام کار خلاق می شود؟ شواهد مؤید آن است که جواب این سؤال منفی است. عامل انگیزه یکی از عناصر اساسی و شاید مهمترین اجزا در این مجموعه است. انسان بدون انگیزه های بیرونی و درونی نمی تواند کار خلاقانه ای انجام دهد. ولی تحقیقات تجربی حاکی از آن است که انگیزه درونی می تواند نقش سازنده تری در تحقق خلاقیت داشته باشد. یعنی اگر انگیزه درونی باشد کار برای افراد جالب و لذت بخش خواهد بود.

یکی از محققان میگوید:من طی ۱۲ سال و با انجام ۱۲ تحقیق دریافتم که انگیزه درونی مهمترین نقش را در خلاقیت ایفا می کند. اگر افراد از ابتدا به کار علاقه داشته باشند و با لذت و رضایت وارد کار شوند و نه با فشار خارجی، می توانند خلاقیت بیشتری از خود نشان دهند.

همچنین در تحقیقاتی که از زندگی نام آوران، نویسندگان، دانشمندان و هنرمندان به عمل آمده این موضوع تأیید شده است.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

9 + 1 =