شکست چیست؟

زمان مطالعه: ۳ دقیقه

شاید حرف بیهوده یی نباشد اگر بگوییم شناخت شکست و دریافت دلیل آن هم، از جمله رموز موفقیت به شمار می آید.

شکست، در رسیدن به خواست ها به حدی که مورد توقع بوده، عبلارت از این اسلت کله افراد نتوانند به اندازه ی شایستگی شان از زحمات خود بهره برداری کنند. البته مواردی را که قصد و غرضی در راه استعداد ها سنگ می اندازند، باید از این مقوله جدا کرد، اگر چه افراد مستعد، برا گذشتن از سد اغراض و موانع هم راه گریز مناسب را می یابند.

افرادی که حتی المقدور از استعداد های خود در راه اهداف شناخته شده شان بهره برداری نمی کنند، افراد شکسلت خورده یی هستند. ناگفته نماند که موفقیت کلی و همه جانبه ی شخص در زندگی هیچ ارتباطی با موفقیت اجتماعی و وضعیت اقتصادی افراد ندارند.

امکان دارد فردی تمامی استعداد خود را در راه رسیدن به یک هدف صرف کند، و به آن هدف هم برسد ولی هدفش بازده مادی نداشته باشد. به عنوان مثال، شخصی که در زمینه ی خاصی از علوم تحقیق می کند و استعداد این کار را دارد و به نتیجه مورد نظرش هم می رسد، ولی درآمد مکفی از این راه ندارد و من و شما هم او را به آسانی نمی شناسیم، در این صورت نباید فرد شکست خورده یی به حساب آید.

من هیچ ایرادی در این کار نمی بینم که اندکی هم صمیمانه مسائل را از دیدگاه عاطفی و احساس بررسی کنیم: به گمان من هیچ داوری، بهتر از خود انسان نمی تواند در مورد موفقیت و شکستش نظر بدهد و داوری کند. هر کس می تواند داور عملکرد خود و شناسنده رموز موفقیت و یابنده ی دلیل شکستش باشد.

اما غمبار ترین مسئله این است که انسان در سنین پیری و ایامی که نیروی جبران را از دست داده، پی ببرد که شکست خورده است.

تلخ ترین حقیقت این است که انسان، در سالهای ناتوانی و پایان عمر، پی ببرد که از استعداد هایش به حد کافی بهره نگرفته و یا این که آنها را در راه غلطی به کار برده است.

تلخ تر از این حقیقت، آن است که دریابد اشتباهش دیگر غیر قابل جبران است.

اگر برمسائل بال، عیب بزرگی به نام سهل انگاری را هم اضافه کنیم، اندوهی که به فرد شکست خورده دست می دهد واقعا کشنده است.

لازم به توضیح است که اگر چنین به صراحت اظهار نظر می کنیم، دلیلش این است که سهل انگاری یکی از ساده ترین راههای رسیدن به شکست است.

کسی که در سالهای پایانی عمر در می یابد که شکستش بر اثر سهل انگاری بوده سخت تر می تواند پشیمانی را تحمل کند، تا کسی که تلاش خود را کرده ولی به هر صورتی موفق نشده است.

ناگفته نماند که سهل انگاری با آسان گیری در امور فرق دارد. منظور از سهل انگاری بی توجهی به امور است در حالیکه آسان گرفتن دشواری ها در بسیاری از موارد عادت خوبی هم به حساب می آید. پس اگر آسان گیری در مواردی موجب آرامش انسان می شود، در عوض سهل انگاری همواره جنبه ی آزار دهنده و مهلک دارد.

منظور از سهل انگاری مهلک، حالتی است که باعث می شود نیروها و شایستگی های افراد، در انجام کارها و رسیدن به هدف بسیج نشود. درچنین شرایطی بسیاری از توانهای انسان، بیهوده هدر می رود و یا بلا استفاده می ماند و مضمحل می شود.

اینکه افرادی ممکن است تصور کنند که استعداد هیچ کاری را ندارند، تصور بیهوده ایی است. چون هیچ انسان زنده ایی را نمی توان یافت که بلاخره در کاری لیاقت خاصی نداشته باشد. یکی ممکن است بتواند فروشنده ی موفقی باشد، دیگری ممکن است نویسنده ی خوبی از کار در آید، آن دیگری امکان دارد باغبان خوبی بشود و … . اگر افراد، توان خاص خود را در زمینه های مناسب بشناسند و موقعیتی فراهم آورند که حتی در اوقات فراغت خود به آن بپردازند، مسلما در آن زمینه تبحر لازم را هم پیدا می کنند و لامحاله موفق هم می شوند.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 + 6 =