قانون ششم:هویت یافتن ضمیر با پیکره ی درد

زمان مطالعه: ۲ دقیقه

فرآیندی که در قسمت قبل آن را توضیح دادم از قدرتی عمیق برخوردار است اما در عین حال بسیار ساده می باشد. این مسئله را حتی می توان به یک کودک یاد داد و امیدوارم یک روز این آموزش یکی از اولین چیزهایی باشد که بچه ها در مدرسه یاد می گیرند. به محض اینکه اصل مقدماتی در حال بودن و ناظر بر آنچه که درون شما می گذرد را یاد گرفتید و آن را به واسطه ی تجربه کردن “درک کردید”، می توانید ابزار کارآمد و خارق العاده ی خود در ایجاد تحول را مورد استفاده قرار دهید . کسی منکر این امر نمی شود که ممکن است در این فرآیند هویت زدایی از درد، با مقاومت شدید درونی مواجه شود. این امر خصوصاً زمانی مصداق بیشتری دارد که در ارتباطی تنگاتنگ با این پیکره ی درد زندگی کرده اید و بیشتر عمر شما به این شکل گذشته باشد. همچنین اگر تمام یا قسمت عمده ی احساس شما از کسی که هستید اینگونه شکل گرفته باشد، مقاومت ها زیاد خواهند بود. معنای این جملات این است که شما از این پیکره ی درد یک شخصیت غمگین ایجاد کرده اید و باور دارید این هویت خیالی که ساخته و پرداخته ی ذهن شماست، همان شخصیت اصلی تان میباشد. در چنین حالتی، ترس ناخودآگاه در مورد از دست دادن هویت تان یک مقاومت درونی بسیار شدید به هر نوع تلاشی برای هویت زدایی ایجاد میکند. به عبارت دیگر بیشتر ترجیح می دهید در درد باشید یا همان پیکره ی درد باشید تا اینکه به ناشناخته ها قدم بگذارید و ریسک از دست دادن شخصیت غمگین تان را بپذیرید . اگر این امر در مورد شما صحت دارد، این مقاومت درونی را مورد نظاره قرار دهید. این وابستگی به درد را مشاهده کنید. بسیار هشیار و آماده باشید. لذت عجیبی که از غمگین بودن به دست می آورید را نظاره کنید. حواستان به اجبار و اضطراری که درباره ی حرف زدن و فکر کردن در مورد آن وجود دارد، باشد. اگر هشیار باشید، مقاومت متوقف خواهد شد. به این شکل می توانید توجه خود را متمرکز بر پیکره ی درد کنید و به عنوان یک شاهد حاضر باشید تا سرانجام تغییر و تحول آغاز شود . فقط خود شما هستید که می توانید این کار را انجام دهید. هیچ کسی نمی تواند این کار را برای شما به پایان برساند. اما اگر آنقدر خوش شانس باشید که کسی را پیدا کنید که بسیار هشیار و آگاه است و بتوانید با او در این حضور و در لحظه بودن همراه باشید، می تواند برای شما بسیار مفید باشد و امور را تسریع خواهد کرد. در چنین وضعیتی نور درونی شما به سرعت قویتر خواهد شد. وقتی تکه هیزمی را که تازه شروع به سوختن کرده کنار هیزم دیگری قرار دهیم که با شدت بیشتری می سوزد، هر چند که پس از مدتی آتش آنها را دوباره از هم جدا

می کند، اما هیزمی که آهسته می سوخت، حالا با شدت بیشتری می سوزد. این آتش هم درست مانند همین هیزم هاست. این نور و این آتش می تواند همان آموزگار معنوی باشد. برخی از درمانگران نیز می توانند در چنین امری ایفای نقش کنند البته به شرطی که وقتی با شما کار می کنند، یک گام جلوتر از ذهن شما باشند و بتوانند وضعیتی از آگاهی و حضور استوار را ایجاد و حفظ کنند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 + 3 =