قانون چهارم موفقیت:آگاهی: راه خروج از درد و رنج

زمان مطالعه: ۳ دقیقه

بخش اعظم درد بشری غیر ضروری است و تا زمانی که ذهن افسارگسیخته در زندگی شما جریان دارد، درد به واسطه خود شخص ایجاد می .شود دردی که در زمان حال برای خود خلق می کنید، شکلی از عدم پذیرش یا مقاومت ناخودآگاه به چیزی است که جریان دارد. این مقاومت در سطح فکر به شکل قضاوت رخ می دهد. در بعد احساس نیز نوعی حس منفی میباشد. شدت این درد و رنج به میزان مقاومت شما به آن لحظه وابسته است و خود این امر نیز به این بستگی دارد که شما تا چه حد اسیر ذهنیت تان هستید. ذهن همیشه میخواهد زمان حال را انکار کند و از آن بگریزد. به عبارت دیگر هر چه هویت تان بیشتر در بند ذهنیت باشد، رنج بیشتری خواهید کشید. میتوان این واقعیت را به این شکل نیز بیان کرد که هر چه بیشتر بتوانید زمان حال را بپذیرید و آن را ارزشمند بدانید، رهایی بیشتری از درد و رنج دارید و از ذهن ضمیرگرای خود آزادید . چرا ذهن از روی عادت نسبت به زمان حال مقاومت نشان می دهد یا آن را انکار می کند؟ زیرا بدون زمان نمی تواند عمل کند و در کنترل باقی بماند. زمان نیز با مفهوم گذشته و آینده معنا می یابد در نتیجه زمان حال که غیر قابل اندازه گیری است را به نوعی تهدید می بیند. در واقع باید گفت ذهن و زمان دو عنصر جدایی ناپذیر هستند . کره زمین را بدون زندگی بشر روی آن تجسم نمایید. فرض کنید فقط حیوانات و گیاهان روی آن زندگی می کنند. آیا باز هم گذشته و آینده ای وجود دارد؟ آیا هنوز هم میتوانیم از زمان به شیوه ای با مفهوم صحبت کنیم؟ پرسش هایی مانند “ساعت چند است؟” یا “امروز چه تاریخی است؟”، البته اگر کسی باشد که آنها را بپرسد دیگر کاملاً بی مفهوم میشوند. درخت بلوط یا عقاب با شنیدن چنین سؤالی کاملاً شگفت زده میشوند و می پرسند: “چه ساعتی؟ خب معلوم است زمان حالا است. چه چیز دیگری میتواند باشد؟ ” بله درست است، برای اینکه بتوانیم در این دنیا زندگی کنیم، هم به ذهنمان نیاز داریم و هم به زمان. اما کار به جایی میرسد که این مسائل کنترل تمام امور زندگی ما را بدست میگیرند و این همان وقتی است که درد، اندوه و رویکردهای غیر طبیعی شروع می شوند . ذهن برای اینکه مطمئن باشد کنترل امور را در دست دارد، مدام به دنبال این است که زمان حال را با گذشته یا آینده لاپوشانی کند و به این شکل حیات و قابلیت های بی انتها و خلاق هستی که عنصر لاینفک از حال هستند، در لایه های زمان پنهان می شوند و سرشت حقیقی شما نیز توسط ذهن عقب رانده می شود. مرزهایی سنگین از زمان در ذهن بشر ریشه دوانده اند. تمام افراد از این مرزها رنج می برند اما هر زمان که لحظات ارزشمند حال را انکار می کنند یا آن را تنزل میدهند تا لحظه ای برای آینده ایجاد کنند، به این مرز و درد و رنج خود می افزایند . این آینده چیزی است که تنها در ذهن وجود دارد و هرگز واقعی نیست . انباشتگی زمان در ذهنیت انفرادی و گروهی بشر درد بسیار زیادی را از گذشته با خود به همراه دارد . اگر دیگر نمی خواهید درد بیشتری برای خود و دیگران ایجاد کنید، اگر دیگر نمی خواهید به دردهای گذشته که هنوز هم در شما زنده هستند چیزی اضافه کنید، پس دیگر زمان بیشتری خلق نکنید، حداقل نه بیشتر از آنی که برای سر و کار داشتن با جنبه های روزمره زندگی تان نیاز دارید. چگونه میتوان تولید زمان را متوقف کرد؟ عمیقاً این نکته را درک کنید که لحظه و زمان حال تمام چیزی است که دارید. حال را تبدیل به مهمترین جنبه تمرکز در زندگی تان کنید. درست مانند گذشته که بیشتر به فکر گذر زمان بودید و زمان بسیار کمی را به حال می پرداختید، جای این دو را با هم عوض کنید و بیشتر به فکر حال باشید و زمانی که لازم است برای برنامه ریزی های ضروری زندگی تان نگاهی به آینده داشته باشید. مدت کوتاهی را نیز برای تفکر در مورد آینده در نظر بگیرید. همیشه به زمان حال “بله” بگویید. چه چیزی میتواند پوچتر و نابخردانه تر از این باشد که به چیزی که هست و وجود دارد یک مقاومت درونی ایجاد کرد؟ چه چیزی میتواند جنون آمیزتر از این باشد که با خود زندگی جنگید؟ با چیزی که همین حالا جریان دارد و در حال است. به آنچه که هست تسلیم شوید. به زندگی پاسخ آری بدهید و با چشمان خود ببینید زندگی چگونه به یکباره به جای اینکه بر علیه شما باشد، در کنار و بر وفق مراد شما خواهد بود.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

6 + 6 =